خارج از حد شدن

مترادف‌ها

تجاوز از حد، زیاده‌روی کردن، از مرز گذشتن

متضادها

رعایت کردن، خویشتن‌داری، پایبندی، محدود ماندن

لغت نامه دهخدا

خارج از حد شدن. [ رِ اَ ح َدد ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) از اندازه خود تجاوز کردن.

فرهنگ فارسی

از اندازه خود تجاوز کردن

جمله سازی با خارج از حد شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کارول جروم می‌نویسد امکان خروج قطب‌زاده از طریق بلوچستان به خارج از ایران قبل از دستگیری او وجود داشت اما قطب‌زاده با این پیشنهاد مخالفت کرده و خود را یکی از مسببین و مسئولان به ثمر رسیدن انقلاب می‌دانست.

💡 زبان‌های اینوئیت در روسیه چند صد گوینده دارند. علاوه بر این، تخمین زده می‌شود ۷٫۰۰۰ گرینلندی اینوئیت در دانمارک زندگی کنند که بدین ترتیب بزرگترین گروه اینوئیت خارج از گرینلند، کانادا و آلاسکا هستند؛ بنابراین، جمعیت جهانی گویندگان انواع اینوئیت نزدیک به ۱۰۰٫۰۰۰ نفر است.

💡 مساحت آن ۴۵۶٬۱۸۵ کیلومتر مربع (۱۷۶٬۱۳۴ مایل مربع) بود. محل اداره آن در اورنبورگ، خارج از مرزهای استان واقع شده بود، زیرا هیچ شهری در آن وجود نداشت که برای اسکان دولت مناسب باشد.

💡 بدین ترتیب به‌تدریج نهاد خلافت پدید آمد که در خارج از جهان اسلام معادلی ندارد. خلیفه از منزلت رهبری و حق گزینش زمامداران برخوردار بود. انتصاب به خلافت نوعی قرارداد بود که تعهدات متقابلی را بین خلیفه و اتباع وی (امت) پدیدمی‌آورد.

💡 خارج از هنگامه سر تا سر به بیکاری گذشت رشته عمر خضر مد حسابی بیش نیست

💡 در میان دوستان و دشمنان اوصاف او خارج از حصر و برون از حیطه کیف و کم است

💡 رفتار تند و تندخویی مدیر در جلسه امروز به گونه‌ای بود که گویی از کنترل خود خارج از حد شده و باعث ناراحتی شدید تمامی کارمندان شرکت گشت.

💡 افزایش بی‌رویه قیمت مواد غذایی در بازارهای جهانی باعث شده است که میزان تورم در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به شدت خارج از حد شود.

💡 نباید اجازه داد که بحث‌های سیاسی در فضای مجازی به گونه‌ای خارج از حد شدن بگیرند که باعث از بین رفتن احترام متقابل میان شهروندان و جامعه شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران