لغت نامه دهخدا
خاتون کث. [ ک َ ] ( اِخ ) شهرکی است خرد [ از ماوراءالنهر بچاچ ] و آبادان و بارگاه سغد و سمرقند است و آن فرغانه و ایلاق است نزدیک دیمعان کث. ( حدود العالم ص 70 ).
خاتون کث. [ ک َ ] ( اِخ ) شهرکی است خرد [ از ماوراءالنهر بچاچ ] و آبادان و بارگاه سغد و سمرقند است و آن فرغانه و ایلاق است نزدیک دیمعان کث. ( حدود العالم ص 70 ).
شهرکیست خرد و آبادان و بارگاه سغد و سمرقند است و آن فرغانه و ایلاق است نزدیک دیمعان کث.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاتون خلد و رابعه روزگار کو؟ او در گل و شما ز چه در سبز گلشنید؟
💡 زلف خاتون ظفر شیفتهٔ پرچم توست دیدهٔ فتح ابد عاشق جولان تو باد
💡 نیمشب شاهی ز بستر شد به پای رفت و خاتون را به بستر کرد جای
💡 خدیجه خاتون، روستایی است از توابع بخش سلفچگان شهرستان قم در استان قم ایران.
💡 به بزم ساقی تو هست زاده خاتون به رزم یاور تو هست بچه خاقان