فرهنگستان زبان و ادب
{aprotic solvent} [شیمی] حلاّلی که نه پروتون تولید می کند و نه آن را می پذیرد
{aprotic solvent} [شیمی] حلاّلی که نه پروتون تولید می کند و نه آن را می پذیرد
💡 وز خدا میخواست روزی حلال بی شکار و رنج و کسب و انتقال
💡 بی تو مرا مباد مَی و زندگی حلال بی من ترا مباد یکی شربت آب نوش
💡 آنکس منم که سحر حلال بیان من با سحر سامریش قریب و قرین کنند
💡 از خطا خون حرامی محترم کردی حلال بی ملال زین گنه نی انفعال