حق ورن
لغت نامه دهخدا
حق ورن. [ ح َ وِ رَ ] ( اِخ ) دهی است از چهریق بخش سلماس شهرستان خوی. ناحیه ای است واقع در دامنه سردسیر سالم و دارای 152 تن سکنه میباشد. از چشمه مشروب میشود و محصولش غلات است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از چهریق بخش شاهپور شهرستان خوی
جمله سازی با حق ورن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مشک غمازست ورنی کی بشب شوریدگان از پی دل ره بدان گیسوی مشک آسا برند
💡 چربی روی پلیت یکی از علل اصلی لکههای زننده میباشد علت پیدایش لکه زننده مربوط به زمانی است که ورنی بهطور مناسب به پلیت نمیپیوندد و سبب میشود که اسید به آن قسمت از پلیت نفوذ کند.
💡 ورنی جامد باید بهطور کافی سخت باشد تا بتوان آن را در دست گرفت و همچنین مراقب باشید که ورنی به نوک قلم حکاکی نچسبد.
💡 دریغ کاتش و آبست بی زبان، ورنی همه ثنای تو گفتی زبان آتش و آب
💡 عجز است نفس ناطقه را از بیان حال ورنی ازین قضیه نبستی زبان قال