فرهنگستان زبان و ادب
حق رأی برابر
{equal suffrage} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] برخورداری یکسان رأی دهندگان از حق رأی بدون توجه به جایگاه اجتماعی و اقتصادی آنان
حق رأی برابر
{equal suffrage} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] برخورداری یکسان رأی دهندگان از حق رأی بدون توجه به جایگاه اجتماعی و اقتصادی آنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بالاخره در سال ۱۹۱۸ قانونی تصویب شد که بر اساس آن به همه مردان بیش از ۲۱ سال و به همه زنان بالای ۳۰ سال حق رای میداد.
💡 دختران نصف میزان برادران خود از ارث سهم میبردند و به زنان دارای فرزند یک چهارم دارایی همسرشان ارث میرسید. این میزان برای زنانی که فرزند نداشتند یکهشتم بود. حق رای برای زنان وجود نداشت. زنان نمیتوانستند به هیچ منصب سیاسی دست یابند.
💡 در بیشتر کشورهای غربی بعد از جنگ جهانی اول بود که زنان توانستند حق رأی داشته باشند. سوئیس جزو آخرین کشورهای غربی بود که به زنان حق رای داد. تقاضا برای رفع محرومیت سیاسی از زنان در سوئیس از سال ۱۸۸۴ مطرح شده بود. با این وجود تا سال ۱۹۷۱ زنها حق شرکت در انتخابات را نداشتند.
💡 «طبق لایحهٔ انجمنهای ایالتی و ولایتی که در هیئت دولت به تصویب رسید و امروزمنتشر شد، به زنان حق رای داده شدهاست». در این تصویبنامه قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان برداشته شده و در مراسم سوگند به امانت و صداقت به جای قرآن، کتاب آسمانی آورده شدهاست.
💡 حق رای زنان بعداً در این دوره دو بار گسترش یافت. اولین بار در سال ۱۹۴۶ و بار دوم در سال ۱۹۶۸ در زمان مارسلو کائتانو، قانون ۲۱۳۷ برابری زن و مرد را برای اهداف انتخاباتی اعلام شد. قانون انتخابات ۱۹۶۸ هیچ تمایزی بین زن و مرد قائل نشد، اگرچه قاعده کلی برای خواندن به محدودیتهای سیستمی برای زنان برای رای دادن تا سال ۱۹۷۶ منجر شد.
💡 منطقه ای که در سال ۱۸۰۹ به فنلاند تبدیل شد، مجموعه ای از استانهای یکپارچه پادشاهی سوئد برای بیش از ۶۰۰ سال بود، به این معنی که زنان در فنلاند نیز در دوران آزادی سوئد (۱۷۱۸–۱۷۷۲)، زمانی که حق رای اعطا شد، مجاز به رأی دادن بودند.