حشو متوسط
لغت نامه دهخدا
حشو متوسط. [ ح َ وِ م ُت َ وَس ْ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حشوی که بر زیبائی نیفزاید، و عیبی نیز وارد نسازد. شمس قیس آرد:
گر خیره مرا زیر و زبر خواهی کرد
از عمر خود ای دوست چه بر خواهی کرد.
لفظ «ای دوست » حشو متوسط است چه هر چند در عذوبت و رونق شعر مدخل ندارد عیبی به لفظ و معنی آن لاحق نمی گرداند. ( المعجم فی معاییر اشعار العجم ص 281 ).
فرهنگ فارسی
حشوی که بر زیبایی نیافزاید و عیبی نیز وارد نسازد
جمله سازی با حشو متوسط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تنها هنگامی که برای حشو قید ملیح و متوسط آورده شود، بار معنایی مثبت یا خنثی پیدا میکند؛ بنابراین اصل و اساس این است که حشو، قبیح است و اگر قبیح نبود حشو نامیده نمیشد.