لغت نامه دهخدا
حسینی سادات. [ ح ُ س َ ] ( اِخ ) رجوع به حسین امیرحسینی شود.
حسینی سادات. [ ح ُ س َ ] ( اِخ ) رجوع به حسین امیرحسینی شود.
💡 در روستای برز زبان مردم فارسی است و احتمالاً آمدن خاندانی چند از سادات حسینی در دورههای گذشته به این روستا و تحت نفوذ قراردادن مردم بومی، در این زمینه بی تأثیر نبودهاست.
💡 سادات فریزی از تیره سادات حسینی هستند شجره نامه (نسب نامه) آقا میراسد سیداسدالله خادم امام زاده عبیدالله فریزی میراسد بن میرسیدعباس متوفی ۱۳۴۷ هجری قمری
💡 در روستای برز زبان مردم فارسی است و احتمالاً آمدن خاندانی چند از سادات حسینی در دورههای گذشته به این روستا و تحت نفوذ قراردادن مردم بومی، در این زمینه بی تأثیر نبودهاست.
💡 حسن بن زید ملقب به «داعی اول»، «داعی الخلق الی الحق»، «داعی کبیر»، «داعی الی الحق» و «حالب الحجاره» یکی از سادات علوی بود، که از جانب پدر حسنی و از جانب مادرش حسینی بودهاست.
💡 در حال حاضر مردمان سادات حسینی نسب از فرزندان سید شاه قباد ولی اکثریت مردم سنگلاخ را در داخل و خارج از این دره تشکیل میدهند. علاوه بر سادات حسینی، طایفهٔ کوچک دیگری از سادات، به نام فرزندان سید شاه خیرالله و چند طایفهٔ کوچک از هزارههای سنگلاخ در داخل و خارج از این دره زندگی میکنند. همچنین طایهٔ کوچکی از سادات حسینی از فرزندان شاه صالح برادر شاه قباد نیز در سنگلاخ زندگی میکنند.