لغت نامه دهخدا
حرب جای. [ ح َ ] ( اِ مرکب ) رزمگاه. معرک. معرکة.مَکَرّ. ( منتهی الارب ). حربگاه: اسفاهدون را در این روز بکشتند در حرب جای. ( تاریخ طبرستان ).
حرب جای. [ ح َ ] ( اِ مرکب ) رزمگاه. معرک. معرکة.مَکَرّ. ( منتهی الارب ). حربگاه: اسفاهدون را در این روز بکشتند در حرب جای. ( تاریخ طبرستان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان که هر جای به جز در صف حرب بد دلی بیش بود هشیاریست
💡 ژرژ پطرسی به جای ابوالفضل پورعرب در نقش حرب