حد شرون

لغت نامه دهخدا

حدشرون. [ ] ( اِخ ) دروازه حدشرون، یکی از دروازه های هفتگانه شهر بخارا است که بر سر راه خوارزم بود. ( رودکی نفیسی ج 1 ص 87 ).

فرهنگ فارسی

دروازه حدشرون: یکی از دروازه های هفتگانه شهر بخاراست که بر سر خوارزم بود

جمله سازی با حد شرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الوند شاه چون در آذربایجان آگاه شد سوی شرون راند بر قصد شه صوفی‌، سپاه

💡 رودبال ازچند دهستان کوچک شکل گرفته بنام وردی، شرونی (سپیدان)، دره حیدری(درهجیری) و خود رودبال می باشد

💡 جوزار (دنا)، روستایی از توابع بخش کبگیان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است. مردم جوزار از ایل بویراحمد و طایفه بزرگ عباسی میباشند که با تیره های چیتابی،سورونی،باشرونی،صالحونی،نیه ای و شرونی یک ریشه میباشند.

💡 گل، بیردن، و گری شرون رئیس ایستگاه کابل تعیین شده توسط سیا)، یک حمله هماهنگ زمستانی ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰ به کابل و خوست (که علت شکست آن ناتوانی یا عدم تمایل مسعود برای بستن گذرگاه سالنگ بود که منجر به قطع شدن آن شد.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز