حجامت چی

لغت نامه دهخدا

حجامت چی. [ ح ِ م َ ] ( ص مرکب ) حاجم. حجام. حجامت گر. مصاص. آنکه حجامت کند.
- امثال:
مگر حجامت چی آمده است. چرا بچه ها این همه گریه و فریاد کنند. ( زیرا آنگاه که حجامت چی را بخانه آرند همه اطفال خانه گریستن آغازند ترس حجامت را ).
|| توسعاً، فصاد. رگ زدن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) خونگیر حجامت کننده.

جمله سازی با حجامت چی

💡 سیم موی نسترد و ناخن بازنکند که اگر بکند گوسفندی واجب آید و گرمابه و فصد و حجامت و موی فروگشادن، چنان که کنده نیاید، روا بود.

💡 در حديث ديگر فرمود كه طبابت عربان در هفت چيز است، حجامت و حقنه و دوا در بينى كردنو حمام رفتن و فى كردن و خوردن عسل و آخر دواى ايشان داغ است.

💡 در روايت ديگر فرمود كه: منقذه آنستكه از سر بينى شبر كنى بجانب بالا و بهر جاىسر كه برسد در آنجا حجامت كنى.

💡 از حضرت امام على نقى عليه السلام منقول است كه: انار شيرين بعد از حجامت خون راساكن ميكند، خون اندرون را صاف ميكند.

💡 سازمان انتقال خون ایران با توجه به این احتمال در صورت انجام حجامت تا یک سال فرد را معاف از اهدای خون می‌نماید.

💡 در كتاب ((تاريخ بيمارستانها در اسلام ))، از دو جواز پرداختن به طبابت مربوط بهقرن يازدهم هجرى نام برده شده است كه يكى درباره حجامت و ديگرى جراحى است.(138)

یوج یعنی چه؟
یوج یعنی چه؟
موساد یعنی چه؟
موساد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز