لغت نامه دهخدا
حب الفنا. [ ح َب ْ بُل ْ ؟ ] ( ع اِ مرکب ) تاجریزی. عنب الثعلب.
حب الفنا. [ ح َب ْ بُل ْ ؟ ] ( ع اِ مرکب ) تاجریزی. عنب الثعلب.
( اسم ) میوه تاجریزی را گویند.
تاجریزی
💡 زانک اسرار البقا بعد الفنا آن شناسد کو بود آنرا سزا
💡 سه بودند ازیشان یکی از قضا ز دار الفنا شد به دار البقا
💡 ثم اقبلت على الناس بمثل ذلك فلم يزدادوا الا جهلا و تماديا و غيا، فلما ابوا الا هىركبتها منهم فكانت عليهم الدبره و بهم الهزيمه، و لهم الحسره و فيهم الفنا والقتل.
💡 شاید که در خلد برین گردد به رغم دشمنت شهد الشفا سم الفنا دارالامان بیت الحزن
💡 وقت نماز ز عشق شنیدم عجب ندا قد اذن الموئذن حیوا علی الفنا
💡 جما الفنا (عربی: ساحة جامع الفناء) یک میدان و بازارگاه در منطقهی شهری مدینه در شهر مراکش است، که همچنان میدان اصلی کشور مراکش است و افراد محلی و گردشگران از آن استفاده میکنند.