واژه «حبّ البان» در منابع طب سنتی و لغوی، به دانه یا میوهای دارویی اشاره دارد که در برخی متون با نامهایی مانند «پسته غالیه»، «جوزبویاء» یا «تخم غالیه» نیز شناخته شده است و از گیاهی بهدست میآید که دارای دانههایی کوچکتر از پسته و پوشیده در غلافی شبیه غلاف لوبیاست. این دانه از نظر ظاهری معمولاً گرد یا بیضیشکل بوده و پوست آن نازک و نسبتاً شکننده است و طعمی همراه با اندکی تلخی دارد که در کنار بوی خاص آن، موجب کاربردش در برخی فرآوردههای دارویی و عطری شده است. در طب سنتی، برای «حبّ البان» طبیعتی گرم و خشک در درجات مختلف ذکر شده و آن را دارای اثرات گوناگون در بدن انسان دانستهاند. از جمله خواص منسوب به آن، کمک به بهبود برخی اختلالات گوارشی، باز کردن گرفتگیها و تسهیل دفع مواد زائد از بدن عنوان شده است. همچنین در متون قدیمی به تأثیر آن بر برخی بیماریهای پوستی مانند خارش و دانههای پوستی اشاره شده است. در کاربردهای درمانی سنتی، از این ماده به صورت خوراکی یا ضماد برای مقاصد مختلف استفاده میشده و گاه با مواد دیگر ترکیب میگردیده است. با این حال، در همان منابع به این نکته نیز اشاره شده که مصرف بیش از حد آن میتواند برای برخی اندامها مانند معده یا کبد مضر باشد و نیاز به مصلحهایی مانند رازیانه دارد. در مجموع، «حبّ البان» یک ماده گیاهی دارویی در طب سنتی است که علاوه بر کاربرد درمانی، در برخی ترکیبات عطری و دارویی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. این واژه به طور کلی به معنای دانهای گیاهی دارویی با خواص گرم و خشک، دارای کاربردهای درمانی و گاه عطری در طب سنتی میباشد.
حب البان
لغت نامه دهخدا
حب البان. [ ح َب ْ بُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) پسته غالیه. ( بحر الجواهر ) ( ریاض الأدویة ). تخم غالیه. فستق الهاویة. جوزبوا. جوزبویا. جوزالطیب. چارگون. جارگون. شوع. صاحب اختیارات گوید: دانه ایست به شکل فستق اما پوست وی تنک بود و سهل شکن باشد و آنرا فستق الهاویة خوانند و در طعم وی تلخی بود با قبض و بهترین وی بزرگ و خوشبوی بود و طبیعت وی گرم است در سیم و گویند تر است در اول، سودا و بلغم رانافع و مقدار مستعمل روزی تا دو درم بود جلاء بدهد وثآلیل و کلف و دانه هائی که در روی پیدا میشود و جرب و حکه را نافع بود و سدّه جگر و سپرز بگشاید و صلابت آن نرم کند چون با آرد کرسنه ضماد کنند، و اسحاق گوید مضر است به جگر و مصلح وی رازیانه است و دیسقوریدوس گوید بدل وی به وزن وی قشورالسلیخه بود و گویند بدل آن به وزن آن فوه و نیم وزن آن قشورالسلیخه و ده یک آن بسباسه بود و آن را به شیرازی تخم غالیه خوانند. و صاحب تحفه گوید: دانه ایست کوچکتر از پسته و مدوّر و در غلافی مثل غلاف لوبیا و با اندک تلخی و پوست اوسفید و رقیق و درخت او بزرگتر از درخت گز و برگش شبیه برگ بید و بسیار سبز و گلش مثل ریحان و آژده. در دوم گرم و خشک و مفتح سدّه جگر و سپرز و مسهل بلغم خام و عصاره او مقیی و آشامیدن جرم او با آب و سرکه جهت سپرز مجرّب و فتیله او جهت رعاف و سنون آن جهت استحکام لثه و ضماد او جهت اورام صلبه و تشنج و مفاصل و ضعف و صلابت جگر و سپرز و مواد سوداوی و بلغمی و کلف و جرب و حکه و با بول جهت ثآلیل نافع و مقیی و مضر جگر و معده و مصلحش رازیانه و قدر شربتش تا دودرم و بدلش یک وزن و نیم او سلیخه و عشر او بسباسه و روغن او جالی و محلل و جهت درد گوش و دوی و طنین ورفع ثآلیل و شقاق مزمن و نرم کردن عصب و درد دندان و اوجاع بارده و فالج و امثال آن و تحلیل ورم جگر و سپرز و بواسیر و با مصطکی جهت قی بلغمی و ضماد او باعنبر جهت نزلات بارده و سردی دماغ و جرب و حکّه و تقشر جلد و قلع آثار قروح و آشامیدن یک مثقال او با آب و عسل مهیج قیی و مسهل و با آب سرکه جهت تنقیه جگر و سپرز و پنج درهم او مسهل رطوبات رقیقه و مضر معده و مصلحش انیسون و چون داخل طیوب کنند متکرج نمیشود. و در مخزن الأدویة آمده است: به پارسی پسته غالیه گویند. گرم است در دوم و تر است در اول، کلف و خیلان را ببرد و جرب و خارش اعضاء را نفع دهد و صلابت سپرز را سودمند آید و شربتی از او دو درم تا سه درم است.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جوزبویاغ
پسته غالیه جوزبویا