لغت نامه دهخدا
حاکم فاطمی. [ ک ِ طِ ] ( اِخ )رجوع به حاکم بامر اﷲ منصوربن عزیزبن معز... شود.
حاکم فاطمی. [ ک ِ طِ ] ( اِخ )رجوع به حاکم بامر اﷲ منصوربن عزیزبن معز... شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعید فاطمی با توجه به مدارک دانشگاهی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در گروه ادبیات تطبیقی مشغول به کار شد. او بعد از آزادی برای تدریس به دانشکده ادبیات برگشت اما مأمور به خدمت دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد. چند سال بعد با کوشش دکتر علی اکبر سیاسی، به دانشکده ادبیات بازگشت و به تدریس درس «میتولوژی یونان و رم» پرداخت و تنها متخصّص این درس در آن سالها شد. امّا پس از چند سال تدریس به جرم فعالیتهای سیاسی برای همیشه از دانشگاه تهران اخراج شد تا اینکه بعد از انقلاب امکان بازگشت او به دانشگاه میسر گردید اما با توجه به تفاوت نگاه او با جو حاکم درخواست بازنشستگی کرده و دیگر در دانشگاه تهران فعالیتی نکرد.
💡 پس از جنگ ملازگرد، سلجوقیان در سال ۱۰۷۱ م به اوج قدرت خود رسیدند؛ اما پس از مرگ آلبارسلان و ملکشاه در سال ۱۰۹۲ م اوضاع رو به آشفتگی رفت و ترکان سلجوقی درگیر جنگی داخلی شدند که منجر به تقسیم حکومت و امپراتوری سلجوقی شد. در این زمان عراق صحنه آشوبها و انقلابهایی بود که به وسیلهٔ اعراب و ترکها رهبری میشد. اما در شام، تتش در سال ۱۰۹۵ م درگذشت و پسرانش رضوان، حاکم حلب، و دقاق، حاکم دمشق، پس از کوششهای فراوان بر اوضاع مسلط شدند. اورشلیم به حکومت ارتقیان انتقال یافت. طرابلس زیر سلطه شیعیان بنی عمار بود. فاطمیان مصر با استفاده از این آشفتگی به گسترش اراضی خویش در فلسطین پرداختند و اورشلیم را تسخیر کردند و موصل در زیر فرمان کربغا قرارداشت.