حافظ میر

لغت نامه دهخدا

حافظمیر. [ ف ِ ] ( اِخ ) از مردم قریه سینان است. صفات حمیده و اخلاق پسندیده داشت و به انواع فضل و کمال آراسته بود. این رباعی از اوست:
افسوس که حسنت ای جفاجوی نماند
وآن خال سیاه عنبرین بوی نماند
در کوی تو خانه داشتم روزی چند
آن خانه خراب گشت و آن کوی نماند.( ترجمه مجالس النفائس ص 144 ).

فرهنگ فارسی

از مردم قریه سینان است

جمله سازی با حافظ میر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جیم آقا گفت بهر قبر میر حافظی باید که ما سرنا چی ایم

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز