حاجی صالح پاشا
لغت نامه دهخدا
حاجی صالح پاشا. [ ل ِ ] ( اِخ ) از مردم زعفران بولی. وی بزمان سلطان سلیم خان ثالث در 1221 هَ. ق. پس از بوستانچی باشی حاجی محمد پاشا بمقام کاپیتن پاشائی رسید و با کشتیهای دولت عثمانی به بحر ابیض شد و در مقابل نعره لنگر افکند و با یک دسته از کشتیهای انگلیس بحرب پرداخت و چون گمان میبرد که کشتیها بدست دشمن خواهد افتاد همه را بسوخت و غرق کرد و آنگاه که به استانبول بازگشت معزول شد و سپس در شام و دیگر سنجاقها سمت بیگلربگی داشت و به سال 1240 هَ. ق. به والیگری آخ سخه منصوب گردید و هم بدانجا درگذشت. ( قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ فارسی
از مردم زعفران بولی
جمله سازی با حاجی صالح پاشا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از اندک مقاومتی در برابر شاهزاده خوارزمی، حاجی صالح متوجه شد که چارهای جز تسلیم ندارد، چرا که پس از اندک زمانی خبر برگشت برادر شاهزاده، جلالالدین، از فارس به اصفهان رسید بنابر نقل وصّاف، غیاثالدین همسر جدیدش را نزد قاضیالقضات،رکنالدین سعد به امانت سپرد.
💡 در مقطعی از زمان شخصی به اسم حاجی صالح که از رجال صاحب سقز بوده نسبت به خرید این بنا اقدام کرده و از همینرو به حمام حاج صالح مشهور شدهاست، اما با توجه به سبک معماری و دیگر شواهد موجود، بانی حمام شخص دیگری غیر از حاجی صالح بودهاست.