جوش اوری

مترادف‌ها

فوران کردن، جوشیدن

متضادها

فرونشستن

فرهنگستان زبان و ادب

جوش آوری
{boil-up/ boilup} [مهندسی شیمی] جوشاندن خروجی پایینی برج برای بازگرداندن بخش تبخیریافته

جمله سازی با جوش اوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مگر خاطرم را به جوش آوری من گنگ را در خروش آوری

💡 گر ز لعل آتشین یکجرعه افشانی بخاک مرده را خون در رگ افسرده در جوش آوری

💡 به جوش آوری بخشش کردگار شود دوزخ افسرده و سرد نار

💡 فرآیند جوش‌آوری سریع در ظرف‌های فشار بالا، نیازمند رعایت استانداردهای ایمنی بسیار سخت‌گیرانه و استفاده از تجهیزات پیشرفته برای جلوگیری از انفجار ناگهانی است.

💡 در آزمایش‌های شیمیایی، کنترل دقیق مرحله جوش‌آوری محلول برای رسیدن به غلظت مورد نظر، یکی از حساس‌ترین و دشوارترین بخش‌های تحقیق محسوب می‌شود.

💡 پدیده‌های طبیعی مانند فعالیت‌های آتشفشانی اغلب با جوش‌آوری مواد مذاب در اعماق زمین و حرکت آن‌ها به سمت سطح زمین همراه هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران