جنگ ازمای

لغت نامه دهخدا

( جنگ آزمای ) جنگ آزمای. [ ج َ زْ / زِ ] ( نف مرکب ) جنگ آزماینده. باوقوف در کار جنگ. ( ناظم الاطباء ):
شکسته شد آن مرد جنگ آزمای
از آن پرسخن نامه سوفرای.فردوسی.ز کوپال آن پیل جنگ آزمای
درآمد سر پیل پیکر ز پای.نظامی.

فرهنگ فارسی

( جنگ آزمای ) جنگ آزماینده با وقوف در کار جنگ

جمله سازی با جنگ ازمای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شنیدم ز جنگ آزمایان پیش که از زور تن زهرهٔ مرد بیش

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز