لغت نامه دهخدا
جن گشای. [ ج َ گ ُ ] ( اِخ ) بیست ویکمین از سلاطین اولوس جغتای بماوراءالنهر وی ظاهراً از 734 تا 735 هَ. ق. حکومت داشت. جن گشای صورتی از جهانگشای است. ( طبقات سلاطین اسلام ص 215 ).
جن گشای. [ ج َ گ ُ ] ( اِخ ) بیست ویکمین از سلاطین اولوس جغتای بماوراءالنهر وی ظاهراً از 734 تا 735 هَ. ق. حکومت داشت. جن گشای صورتی از جهانگشای است. ( طبقات سلاطین اسلام ص 215 ).
بیست و یکمین از سلاطین اولوس جغتای بماورائ النهر وی ظاهرا از ۷۳۴ ق. تا ۷۳۵ حکومت داشت. جن گشای صورتی از جهانگشای است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یافتههای کالبد گشایی: اگرچه هر گونه کالبد گشایی لاشه دام مبتلا به مشمشه به دلیل خطرات احتمالی توصیه نمیشود لیکن علایم بیماری در کالبد گشائی به قرار زیر است:
💡 ستوده خسرو اعظم، جهان گشای معظم که باد تا به ابد ملک جم به زیر نگینش
💡 بار دیگر بیورنسون، راه گشای هنریک ایبسن و نمایشنامههای خانوادگی وی میگردد.در پایان دهه ۱۸۷۰ میلادی، بیورنسون، درگیر مبارزه، برای زدودن نشان اتحاد با سوئد، از پرچم نروژ، میشود.
💡 نیست به جز رضای تو قفل گشای عقل و دل نیست به جز هوای تو قبله و افتخار جان
💡 دست گلها را اگر بسته است غفلت در نگار پنجه مشکل گشای نوبهاران را چه شد؟