جلد شدن
مترادفها
پوشیده شدن، پیچیده شدن
لغت نامه دهخدا
جلد شدن. [ ج َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) جُلوده. جَلاده. ( تاج المصادر بیهقی ): انکماش؛ جَلد و چست شدن. ( از یادداشت های دهخدا ).
جمله سازی با جلد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دلیل داشتن وزن بسیار سنگین و پاهای ضعیف جابجا شدن و راه رفتن برای او دشوار بوده او همچنین سالها از بیماریهای جلدی و ریوی رنج میبرده است. اسکلت وی هماکنون در دانشکدهٔ پزشکی شیراز در معرض بازدید عموم قرار دارد.
💡 از آنجائى كه امانت دارى بايد حفظ شود، هر حكايتى را از هر كتابى كهنقل كرديم با ذكر كتاب و جلد و صفحه متذكر شديم، فقط در تصحيح و تنقيح و تغييربعضى عبارات و كلمات براى روان تر شدن مطلب قلم به تحرير ما در آمده است.
💡 پس از ساعتها پیادهروی طولانی در زیر نور شدید و سوزان خورشید، پوست صورت او به شدت قرمز و جلد شده بود.
💡 در فرآیند سنتی تهیه محصولات چرمی، پوست حیوانات باید مدت زمان زیادی در محلولهای مخصوص قرار بگیرند تا کاملاً جلد شوند.
💡 او در جریان آن مبارزه بسیار سخت و بیرحمانه، چنان ضربات سنگینی دریافت کرد که گویی تمام بدنش در حال جلد شدن است.