جفا رفتن

لغت نامه دهخدا

جفا رفتن. [ ج َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) ستم رسیدن از کسی بدیگری. جفا وارد آمدن. ظلم و بیداد رسیدن:
عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
مجنون ز آستانه لیلی کجا رود.سعدی.گر ز دست زلف مشکینت خطائی رفت رفت
ور ز هندوی شما بر ما جفائی رفت رفت.حافظ.

فرهنگ فارسی

ستم رسیدن از کسی بدیگری جفا وارد آمدن ظلم و بیداد رسیدن.

جمله سازی با جفا رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانى كه امام حسين عليه السلام خواست از مدينه حركت كند ام سلمه به خدمت امام حسينعليه السلام مشرف شد و عرض كرد: اى نور ديده من اى فرزند گرامى، مرا اندوهناك مكندر بيرون رفتن از مدينه به سوى عراق چون من از جدترسول اكرم صلى الله عليه وآله شنيدم كه مى فرمود: فرزند دلبند من حسين در عراق درزمينى كه آن را كربلا مى گويند به تيغ ظلم و جفا كشته مى شود.(326) حضرتفرمود: ايمادر، من نيز مى دانم كه شهيد خواهم شد و چاره اى جز رفتن ندارم و به فرمودهخدا عمل مى كنم به خدا سوگند مى دانم در چه روز كشته خواهم شد و چه كسى مرا خواهدكشت و در كدام بقعه مدفون خواهم شد و مى دانم كه كسى با من ازاهل بيت من و خويشان من با من كشته خواهم شد و مى دانم كه كسى با من ازاهل بيت من و خويشان من با من كشته خواهد شد و اگر خواهى اى مادر نشان بدهم جاى خود راكه در آن كشته و مدفون خواهم شد پس آن حضرت با دست مبارك خود به سوى كربلااشاره كرد و به اعجاز آن حضرت زمين ها پست و زمين كربلا بلند شد تا آن كه حضرتلشكرگاه خود و محل شهادت و جاى دفن خود و هر يك از اصحاب خود را به ام سلمهنمود.(327)