لغت نامه دهخدا
جعبه گر. [ ج َ ب َ / ب ِ گ َ ] ( ص مرکب ) جَعّاب. ( منتهی الارب ). وَفّاض.ترکش ساز. ( ملخص اللغات خطیب ). جعبه فروش. جعبه ساز.
جعبه گر. [ ج َ ب َ / ب ِ گ َ ] ( ص مرکب ) جَعّاب. ( منتهی الارب ). وَفّاض.ترکش ساز. ( ملخص اللغات خطیب ). جعبه فروش. جعبه ساز.
جعاب و فاض ترکش ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنها که ببسته اند چون رشته طبل بر جعبه میوه های گوناگون حبل
💡 چون اریتس میدانست که مفتش خواهد آمد، هشت جعبه را پر از سنگ کرد و سنگها را با مسکوکات طلا پوشید.
💡 ز ره که دیده به خوابستش از فسانهٔ صلح درون جعبه اگر تنگ خفته با خفتان
💡 موتور آن ۷۷۳۰ سیسی سیستم جعبهدندهٔ آن ۶ دنده به صورت دستی است.
💡 در جعبه روزگار یک تیر نماند کاندر دل من به کینه تا پر ننشاند
💡 این خودرو در کلاس خودرو کی قرار گرفته و است. سیستم جعبهدندهٔ آن ۴ دنده به صورت دستی است.