فرهنگستان زبان و ادب
{glove compartment, glovebox/ glove box} [قطعات و مجموعه های خودرو] صندوقچه ای در پیش خوان/ داشبورد خودرو در سمت سرنشین برای قرار دادن وسایل کوچک موردنیاز در آن متـ. جعبه داشبورد
{glove compartment, glovebox/ glove box} [قطعات و مجموعه های خودرو] صندوقچه ای در پیش خوان/ داشبورد خودرو در سمت سرنشین برای قرار دادن وسایل کوچک موردنیاز در آن متـ. جعبه داشبورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانم لیندن که از دوستان قدیمی کروگستاد محسوب میشود قول میدهد که از طرف نورا از او خواهش و تمنا کند ولی ناگهان درمی یابد که او از شهر بیرون رفتهاست. در همین ضمن کروگستاد نامهای به هلمر نوشته و تمام جریان را تعریف میکند و به این ترتیب نورا کاملاً مأیوس میشود. او نامه را در جعبه نامهها مییابد، اما نمیتواند به نحوی آن را از بین ببرد چون کلید جعبه پیش شوهر است. او هر کاری که ممکن است میکند تا مانع از خواندن آن نامه توسط شوهرش شود.