لغت نامه دهخدا
جرعه های سبزتشت. [ ج ُ ع َ / ع ِ ی ِ س َ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ستارگان. ( از آنندراج ).
جرعه های سبزتشت. [ ج ُ ع َ / ع ِ ی ِ س َ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ستارگان. ( از آنندراج ).
کنایه از ستارگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گوش کر شده تحریرشان زند آتش که برفروخته جرعه های گل رنگند
💡 این جرعه های زهر که پیمود روزگار شیرین نمودم از شکرین خوی خویشتن
💡 ور جرعه های کاس براندازی از هوا آید هزار عقد عقیقین بر تو باز
💡 مگر مدام درین فصل خاک مست بود ز بس که به روی ریزند جرعه های مدام
💡 خون چشم شفق که می بینی جرعه های می شبانه ماست