جبین وار

لغت نامه دهخدا

جبین وار. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) بمانند جبین. چنانکه بر جبین بود. به اندازه یک جبین:
محیط از شرم جودش زیر افلاک
جبین واری عرق شد بر سر خاک.نظامی.

فرهنگ فارسی

بمانند جبین چنانکه بر جبین بود

جمله سازی با جبین وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاکم به باد رفت و نرفت از جبین شوق یک‌سجده وار حسرت آن آستانه‌ام

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز