جان اویز

لغت نامه دهخدا

( جان آویز ) جان آویز. ( نف مرکب / ن مف مرکب ) جان آویخته. آنچه جان را مقید سازد:
از پی نقشهای جان آویز
اختران نقش بند و رنگ آمیز.سنائی.

فرهنگ فارسی

( جان آویز ) جان آویخته

جمله سازی با جان اویز

💡 بدان شمشیر جان آویز زور دشمنان بشکن بدان شاهین آهو گیر چشم دشمنان برکن

💡 لعل او دلگشای و جان آویز جزع او لعل پاش و مرجان ریز

💡 جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را زنگیان سجده برند آن زلف جان آویز را

💡 یعنی ار جدّ اوست جان آویز هزلش از سحر شد روان آمیز

💡 در خم زلفین جان آویز جانان روز وصل جز دل مسکین خون آلود را قربان مکن‌

💡 هر زمان در زلف جان آویز او گر بنگری خون خلقی تازه یابی در خم هر تاره‌ای

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز