ثقل کردن
مترادفها
سنگین کردن، وزن کردن
متضادها
سبک کردن
فرهنگ معین
(ثِ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) سخت شدن فضول در معده و اجابت نکردن آن با درد شکم.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سخت شدن فضول در معده و اجابت نکردن آن با درد شکم.
ویکی واژه
(عا.)
سخت شدن فضول در معده و اجابت نکردن آن با درد شکم.
جمله سازی با ثقل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او تکنیکهای ریاضی را بسط داد برای پیدا کردن مراکز ثقل اجسام دارای چگالی یکنواخت_ اشکال_خوش تعریف. به ویژه یک مثلث و یک نیمکره و یک مخروط یا هرم _ناقص_یک قطع مخروطی دایروی.
💡 علاج ثقل به زینت نمی توان کردن کی از لباس، به اندام می شود فربه؟