تیزی کردن

لغت نامه دهخدا

تیزی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تندی کردن. خشم گرفتن. بدخوئی کردن. مقابل بردباری:
بدو گفت کای شاه تیزی مکن
که اکنون دگر گشت ما را سخن.فردوسی.ستون خرد بردباری بود
چو تیزی کند تن به خواری بود.فردوسی.سخنهایشان بشنو و گو سخن
کسی تیز گوید تو تیزی مکن.فردوسی.که هرکس که تیزی کند روز جنگ
نباشد خردمند و بارای و سنگ.فردوسی.نکند کندی وقتی که کند پاداشن
نکند تیزی وقتی که کند بادافره.فرخی.رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تندی کردن خشم گرفتن بدخوئی کردن

جمله سازی با تیزی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرش کردن از تیزی من تهی نمودن بدو روزگار بهی

💡 بسیاری از کیس‌ها بخصوص از جنس فلز دارای لبه‌های بسیار تیزی هستند که باید در زمان باز کردن درب کیس مراقب کرد تا آسیبی به دست یا انگشت وارد نشود.

💡 منیتیتتیتاین تیره دارای بدنی کشیده و بلند و دندان‌های نیش بزرگ و تیزی هستند که پاره کردن طعمهٔ شکار شده را تسهیل می‌بخشد. این ماهی‌ها دارای فلس‌های ریزی هستند و بدنی نقره‌ای و پشتی آبی رنگ دارند. همچنین فاقد کیل شکمی و خط جانبی هستند و شکاف دهان فوقانی آن‌ها کوچک بوده و چشمانشان نمی‌رسد.

💡 قربانی کردن در این معبد که همواره همزمان با ساخت طبقات جدید بوده‌است با استفاده از اشیا تیزی از جنس فلدسپات انجام می‌شده که نمونه‌هایی از آن‌ها در کاوش‌ها بدست آمده اند. همچنین مجسمه‌هایی از همین جنس یا از جنس سنگ یشم از دیگر آثاری هستند که در کنار موزائیک‌ها و زیور آلات، دیگر یافته‌های این معبد را تشکیل می‌دهند که عموماً کاربرد ذهبی داشته اند.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز