تیز قدم

لغت نامه دهخدا

تیزقدم. [ق َ دَ ] ( ص مرکب ) شتاب رو. سبکپای. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): ناقة طفاحة القوائم؛ شتاب رو و سبکپای و تیزقدم. ( منتهی الارب، یادداشت ایضاً ): سنب؛ اسبی تیزقدم. ( ایضاً ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

شتاب رو سبکپای

جمله سازی با تیز قدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نی دست که در مصاف خونریز کنم نی پای که در صبر قدم تیز کنم

💡 تیز کردی به عدم جمله قدم بلکه سر بر نزدندی ز عدم

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز