تهی رای

لغت نامه دهخدا

تهی رای. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] ( ص مرکب ) عاجز و ناتوان در تدبیر و رای. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عاجز و ناتوان در تدبیر و رای

جمله سازی با تهی رای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوی رای بردند از آن آگهی که از هندوان گشت گیتی تهی

💡 میانش تهی بار و برگش بجای نهان شد پسش مرد ناپاک رای

💡 بدادندش از هر چه بُد آگهی بماند از هش و رای مغزش تهی

💡 نیارست کس کرد رای نبرد تهی گشت از آن خیل جای نبرد

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز