لغت نامه دهخدا
ته بر کردن. [ ت َه ْ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درخت یا شاخه ای را بتمام بریدن. از بیخ متصل به زمین در درخت و متصل به تنه، در شاخ بریدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
ته بر کردن. [ ت َه ْ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درخت یا شاخه ای را بتمام بریدن. از بیخ متصل به زمین در درخت و متصل به تنه، در شاخ بریدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
درخت یا شاخه را بتمام بریدن از بیخ متصل بزمین در درخت و متصل به تنه در شاخ بریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دل اندیشه مکن بر سر کویش ز رقیب کو پیازست چو بی مغز و میان ته بر ته
💡 در چمن از رخ او پرده برانداخت صبا هست گل در عرق از خجلت آن ته بر ته
💡 درون سینه همچون داغ ته بر ته دارم چه خونها می خورم در پرده دل تا نگه دارم