تمدن داشتن

مترادف‌ها

متمدن بودن، با فرهنگ بودن

متضادها

بدوی بودن، بی‌تمدن بودن

لغت نامه دهخدا

تمدن داشتن. [ ت َ م َدْ دُ ت َ ] ( مص مرکب ) دارای تربیت بودن. ( ناظم الاطباء ). شهرنشین بودن و در مرحله کامل تربیت اجتماعی قرار داشتن. خلاف بربریت.

فرهنگ فارسی

دارای تربیت بودن. شهرنشین بودن و در مرحله کامل تربیت اجتماعی قرار داشتن.

جمله سازی با تمدن داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پنج) شور آزادی داشتن: میان همهٔ آن چیزهایی که تمدن مدرن ما را از آن‌ها محروم می‌کند، آزادی و ارتباط نزدیک با طبیعت از همه گرانبهاترند. در حقیقت از زمانی که نوع بشر به بردگی تمدن درآمد، آزادی مکررترین و مصرانه‌ترین انگیزهٔ شورشان و انقلابیون در دوره‌های مختلف بوده‌است.

💡 8 - وثنيّت عرب: وثنى هاى عرب، اولين طايفه اى هستند كه اسلام لبه تيز مبارزاتخود را متوجه آنان نموده و به دين توحيد دعوتشان كرده و در عهد جاهليت، قسمت عمده مردمعرب بدوى بودند و شهرنشينها امثال مردم يمن نيز در عين داشتن تمدن شهرى مع ذلك طبعصحرانشينى خود را حفظ كرده بودند و علاوه بر رسوم موروثى از نياكان، رسومى هماز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران