تل کردن
مترادفها
توده کردن، انباشتن، پشته کردن
متضادها
پخش کردن، پراکنده کردن، فرو ریختن
لغت نامه دهخدا
تل کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بر روی هم چون خرمنی گرد کردن. کوت کردن. بر روی یکدیگر نهادن چون تلی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به تل شود.
فرهنگ فارسی
بر روی هم چون خرمنی گرد کردن.
جمله سازی با تل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از بطریهای دو لیتری دست دوم پس از بازیافت در تولید مواد مختلفی مانند فرش، بدنه قایق، پارچه پلی استر، پر کردن داخل جداره کت، کیسه خواب، تشک، بالش، سطل بازیافت، پد تمیز کننده و در مقیاس زیادتر، تولید بطریهای جدید نوشابه استفاده میشد.
💡 این تعریف رسمی از تعریف شهودی عمومیتر است. برای مثال بر اساس این تعریف، امکان اینکه پرشهای غیرشرطی مقصدهایی داشته باشند که انواع دیگر پرش به آن مقصدها پرش نمیکنند را فراهم میکند. تعریف رسمی ویژگیهایی را برای بلوک پایهها ایجاد میکند که کار کردن با آنها را در زمان اجرای الگوریتمها آسان میکند.
💡 کارگران در تمام طول روز مشغول تل کردن شن و ماسه در کنار ساحل بودند تا بتوانند آن را برای پروژههای ساختمانی بزرگ استفاده کنند.
💡 او تمام مدت سال را صرف تل کردن کتابهای قدیمی و گردآوری اطلاعات ارزشمند در مورد تاریخ باستان و تمدنهای از بین رفته کرد.
💡 پس از پایان طوفان بزرگ، بسیاری از مردم شروع به تل کردن بقایای خانههای تخریب شده کردند تا بتوانند مسیرهای اصلی شهر را باز کنند.