لغت نامه دهخدا
تقصیر نمودن. [ ت َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاهی نمودن. قصور ورزیدن:
با تو ندهد دل که جفایی کنم از بیش
هرچند بخدمت در، تقصیر نمایی.منوچهری.و رجوع به تقصیر ودیگر ترکیبهای آن شود.
تقصیر نمودن. [ ت َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاهی نمودن. قصور ورزیدن:
با تو ندهد دل که جفایی کنم از بیش
هرچند بخدمت در، تقصیر نمایی.منوچهری.و رجوع به تقصیر ودیگر ترکیبهای آن شود.
کوتاهی نمودن قصور ورزیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسدود نمودن دو مجرای اثر گذاری ایران یعنی زبان فارسی و مذهب تشیع بر مردم افغانستان همواره جزو سیاست اصلی دولتهای غالباً پشتون تبار افغانستان بوده و در این بین، فشار بر هزارهها دوچندان شدهاست؛ زیرا هزارهها هم فارسیزبان هستند و هم غالباً شیعه مذهب. موضوع دیگری که تقصیر و فشار بر هزارهها را باز هم بیشتر میسازد، تربیت تعداد زیادی از روحانیون شیعه مذهب در ایران است که دشمنان منطقه ای ایران نظیر عربستان سعودی آنها را جاسوس حتمی ایران میدانند.
💡 آنگونه که از سخنان غیر نظامیان فراری از خوجالی استنباط میشود، تمام این قضیه برای ایجاد بهانهای به منظور مجبور نمودن من به استعفا طراحی شده بود. گمان نمیکنم که ارمنیان که رویه بسیار حسابشدهای در چنین موقعیتهایی دارند، این فرصت را برای آذربایجانیها فراهم کنند که اسنادی برای متهم نمودنشان به اقدامات نژادپرستانه به دست آورند. میتوان دریافت که کسانی علاقهمند بودند تا تصاویر قربانیان خوجالی در جلسه شورای عالی (مجلس) آذربایجان به نمایش درآید تا تقصیر این مسائل به گردن من انداخته شود. اگر من (علناً) اعلام کنم که متهمان از جناح مخالف (مخالفان دولت وقت جمهوری آذربایجان یعنی عمدتاً حزب «جبهه خلق» به رهبری «ابوالفضل ایلچی بیگ»، رئیسجمهور بعدی آذربایجان) هستند، آنها خواهند گفت که من قصد بیاعتبار نمودن آنها را دارم.