تعدی کردن

لغت نامه دهخدا

تعدی کردن. [ ت َ ع َدْ دی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ستم کردن. ستمگری. ظلم کردن. زورآوری و سختگیری کردن. درازدستی کردن: در منازعتی که میرفت میان بختیار و عضدالدوله، بی ادبیها و تعدی ها و تهورها کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 191 ). خداوند آنچه بایست فرمود در آن تعدی که وی کرد. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 636 ). تا تعدی نکند از نفسی بیشتر. ( تفسیر ابوالفتوح ج 1 ص 272 ). فلان عامل را که فرستاده بولایت تعدی نکندی. ( مجالس سعدی ص 22 ). و رجوع به تعدی شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ستم کردن تجاوز کردن دست اندازی کردن.
ستم کردن ستمگری

جمله سازی با تعدی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سوی دیگر عباس میرزا نیز توسط برخی از نزدیکان خود مجاهد را از وضعیت موجود مطلع کرد و از وی استمداد نمود. هدف عباس میرزا از این کار جلب نظر مرجعیت شیعه و آنگاه وادار کردن شاه به مقابله با تجاوزات و تعدیات قوای روس بود. همان گونه که شاه و ولیعهد ش در جنگ دوره اول نیز از علما استمداد کردند.

💡 برای مجموعه‌های متناهی ما می‌توانیم ساخت بستار تعدی را با شروع از R و اضافه کردن لبه‌های متعدی پیش ببریم.

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز