تعارض مستمر
مترادفها
تضاد همیشگی، درگیری مداوم
فرهنگستان زبان و ادب
{protracted conflict} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] تعارضی که سالیان متمادی ادامه دارد
ویکی واژه
تعارضی که سالیان متمادی ادامه دارد.
جمله سازی با تعارض مستمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دروغ گویی مستمر، فرار مستمر از مدرسه و خرابکاری شایع است. در موارد شدید خرابکاری، دزدی و خشونت جسمی نیز دیده میشود. افکار و ژستهای خودکشی در آن دسته از کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک که در تعارض با همسالان، اعضای خانواده و قانون هستند و قادر به حل مسئله نیستند، شایع است.
💡 در برخی از نظامهای سیاسی، تعارض مستمر میان نهادهای قدرت میتواند منجر به بروز بحرانهای اجتماعی بزرگ و عدم ثبات در کشور شود.
💡 برای حل تعارض مستمر میان منافع گروههای مختلف در یک سازمان، مدیران باید از استراتژیهای مذاکره و وفاقگرایی به صورت مستمر استفاده کنند.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که تعارض مستمر میان دو قدرت بزرگ جهانی، میتواند اقتصاد بینالملل را با چالشهای جدی و بیثباتی روبرو کند.