تسکین ساز

لغت نامه دهخدا

تسکین ساز. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آرام کننده. آسایش رساننده. تسلی دهنده. درمان کننده درد. طبیب:
در این علت سرای دهر خرسندی طبیبت بس
چو تسکین سازت این باشد کند درد تو درمانی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

آرام کننده آسایش رساننده

جمله سازی با تسکین ساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیِ تسکین آن گلدستۀ ناز به گلشن کرد جای بودنش ساز

💡 گر هیچ شبی ز آن لب تسکین دلم سازی از دیده گلاب آرم تا با شکر آمیزی

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز