ترک دادن
مترادفها
رها کردن، واگذاشتن، ترک کردن
متضادها
پیوستن، ماندن، نگه داشتن
لغت نامه دهخدا
ترک دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) قطع کردن. پایان دادن. خاموش ساختن. رها کردن:
سنّت عشق سعدیا ترک نمیدهی بلی
کی ز دلم بدر رود خوی سرشته در گلم.سعدی.باک مدار سعدیا گر به فدا رود سری
هر که به معظمی رسد ترک دهد محقّری.سعدی.نشست شعله آواز بلبلان صائب
برای خاطر گل ترک آه و ناله بده.صاحب ( از آنندراج ).
جمله سازی با ترک دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روحانی معتقد است مسئولان وزارت کشور نباید بین اقوام و مذاهب مختلف، ادیان رسمی در دادن حقوق شهروندی تفاوتی قائل شود؛ چرا که همه در این حقوق برابر هستند و هیچ فرق بین یک ترک، لر، بلوچ و عرب وجود ندارد. وزارت کشور همان وزارتخانهای است که مسئولیت دارد حقوق شهروندی را در سراسر کشور به صورت یکسان و برای همه ایرانیان به اجرا در بیاورد و باید این احساس در بین مردم وجود داشته باشد. احساس تساوی، عدالت و فرصت برابر باید برای همه مردم به وجود آید.
💡 اوحدی پندم همی گوید که: ترک عشق کن دیدن رویی چنان و دادن پندش ببین!
💡 فشار بیش از حد وارد شده بر لبههای ظروف چینی بسیار ظریف باعث شد که آنها ترک دادن و در نهایت به قطعات کوچک و بیارزش تبدیل شوند.
💡 سرمای شدید شبانه باعث شد تا سطح دریاچه یخ زده و در اثر انبساط، لایههای رویی آن شروع به ترک دادن کنند و صداهای عجیبی در محیط ایجاد کنند.
💡 اگر به دقت به ساختار سنگهای کوهستان نگاه کنید، میبینید که تغییرات مداوم فشار زمین به مرور زمان باعث ترک دادن آنها و تغییر شکل صخرهها میشود.