ترسناکی کردن

مترادف‌ها

ترسناک کردن، وحشتناک کردن

متضادها

آرام کردن

لغت نامه دهخدا

ترسناکی کردن. [ ت َ کی ک َدَ ] ( مص مرکب ) وحشت کردن. بیمناک شدن:
بدرگاه من پای خاکی کنی
ز جوشیدنم ترسناکی کنی.نظامی.

فرهنگ فارسی

وحشت کردن بیمناک شدن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران