ترازو مثقال

لغت نامه دهخدا

ترازومثقال. [ ت َ م ِ ] ( اِ مرکب ) ترازوئی خرد در جعبه چوبین که در آن سنگهای فلزین با جاهای مخصوص تعبیه کنند و وزنه ها غالباً دوازده مثقال تا ربع مثقال باشد، و نیز در درون آن جعبه برای قرار دادن نخود و جو و غیره جهت کشیدن جواهر و طلا و داروهای سمی و مانند آن جایی باشد.

فرهنگ فارسی

ترازوئی خرد در جعبه چوبین که در آن سنگهای فلزین با جاهای مخصوص تعبیه کنند و وزنه ها غالبا دوازده مثقال تا ربع مثقال باشد و نیز در درون آن جعبه برای قرار دادن نخود و جو و غیره جهت کشیدن جواهر و طلا و داروهای سمی و مانند آن جایی باشد.

جمله سازی با ترازو مثقال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه تنگ روزی مردم که چرخ هر ساعت در افکند به ترازوی روزیم مثقال

💡 به پیش بحر عطای تو ابر قطره شود بر ترازوی جود تو کوه مثقال است

💡 مرا بفر تو باید که در ترازوی نظم خواطر شعرا کم سزد ز یک مثقال

💡 هزار مثقال اندر ترازوی شعرا کسی جز او ننهاد اندرین جهان یکسر

💡 ضمیر من‌گهر مدح تو چنان سنجد که در ترازوی او مشتری بود مثقال

💡 به ترازوی اجر سنجیده نشئه را قدر و جرعه را مثقال

دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز