ترازو دان

لغت نامه دهخدا

ترازودان. [ ت َ ] ( اِ مرکب )کپه ترازو. ( ناظم الاطباء ). || غلاف ترازو. غلاف میزان. طرازدان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

چون روستائی در شهر وارد شود بازاریان ترازوی مس یا برنج بردارند و در قفای او روان شده آن ترازو را بهم زنند تا آوازی از آن بر آید و مردم شهر مطلع شده هنگامه ریشخند گرم کنند.

جمله سازی با ترازو دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوم کژ ترازوی ناراست خوی ز فعل بدش هرچه دانی بگوی

💡 در ترازوی شرع و رستهٔ عقل فلسفه فلس دان و شعر شعیر

💡 اللَّهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ خدای اوست که نامه فرو فرستاد براستی وَ الْمِیزانَ و ترازو وَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ. (۱۷) دانا کرد ترا و چه دانی که رستاخیز نزدیک است.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز