تدبر در قران
تدبّر در قرآن، فرآیندی ژرف و معنوی برای درک لایههای پنهان معارف قرآنی است. این مفهوم از ریشه دُبُر به معنای اندیشیدن در فراسوی ظواهر امور و تأمّل در پیامدها و عواقب آنها مشتق شده است. تدبّر، رویکردی فراتر از خوانش سطحی است و با نگاهی عمیق و عاقبتنگر، در پی کشف حقایقی است که در نگاه اول آشکار نمیگردند. از این رو، میتوان آن را کلید دستیابی به گنجینههای ناشناخته قرآن دانست.
در حوزه اصطلاحی، تدبّر در قرآن به سه بُعد اصلی تقسیم میشود: نخست، اندیشیدن در فراسوی ظواهر آیات به منظور درک چهره باطنی و اسرار نهفته در کلام الهی، در حدّ توان انسانی. دوم، جستوجوی فعال برای کشف مفاهیم عمیق، ارتباطات نامرئی و پیوندهای معنایی میان آیات که در نگاه نخست پنهان میمانند. سوم، پیگیری و دریافت انسجام ساختاری و هماهنگی محتوایی میان آیات، سورهها و موضوعات مختلف قرآن که نشاندهنده وحدت درونی این کتاب آسمانی است.
در نهایت، تدبّر به عنوان روشی نظاممند، خواننده را به سفری شناختی در متن قرآن فرامیخواند و او را از سطح الفاظ به عمق معانی و مقاصد الهی رهنمون میسازد. این رویکرد، نه تنها درک فردی از قرآن را تعمیق میبخشد، بلکه زمینهساز ارتباطی زنده و پویا با کلام وحی است. از این منظر، تدبّر تنها یک مهارت تفسیری نیست، بلکه مقامی معنوی برای دریافت هدایت و نورانیت از آیات قرآن کریم به شمار میرود.
مترادفها
اندیشیدن در قرآن، تفکر در قرآن
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تدبر در قرآن. تدبر در قرآن، تفکر در قرآن برای کشف مفاهیم و روابط ناپیدا است.
«تدبر» از ریشه «دبر» به معنای اندیشیدن در ماورای امور و فراتر از ظاهر کارها و مسائل است که ژرف اندیشی، عاقبت اندیشی و درنتیجه کشف حقایقی را درپی دارد که در ابتدای امر و با نظر سطحی به چشم نمی آید.
معنای اصطلاحی
تدبر در قرآن عبارت است از:۱. اندیشیدن در ورای ظواهر آیات به منظور روشن شدن چهره باطنی قرآن، در حد امکان؛۲. جست وجو برای کشف مفاهیم و روابط ناپیدا در هریک از آیات و ارتباط آن ها با یکدیگر؛۳. پی گیری و کشف انسجام و هماهنگی بین آیات.
مشتقات تدبر
مشتقات این واژه چهار بار به شرح ذیل در قرآن به کار رفته است:۱. (افلا یتدبرون القرآن ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا)؛ "آیا در (معانی) قرآن نمی اندیشند اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیاری می یافتند"؛۲. (افلم یدبروا القول...)؛ "آیا در (عظمت) این سخن نیندیشیده اند"؛۳. (افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها)؛ "آیا به آیات قرآن نمی اندیشند یا (مگر) بر دلهایشان قفلهایی نهاده شده است"؛۴. (کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته ولیتذکر اولوا الالباب)؛ "
...
[ویکی اهل البیت] تدبر در قرآن. تدبر به معنای تفکر و اندیشیدن در ورای ظواهر می باشد تا چهره باطنِ امور، جلوه گر شده عاقبتش برملا گردد. در قرآن و روایات بسیار به تدبر در قرآن ترغیب گردیده و افرادی که تدبر نمی نمایند مورد مذمت قرار گرفته اند.
«تَدَبُّر» از ریشه «دُبُر»، به معنی اندیشیدن در پشت و ماوراء امور می باشد که «ژرف اندیشی» و «عاقبت اندیشی» را نظر دارد که نتیجه اش «کشف حقایقی است که در ابتدایِ امر و نظرِ سطحی، به چشم نمی آمد».
در «مفردات» می گوید: «التَّدبیرُ»: «التَفْکیرُ فی دُبُرِ الأُمُور» که معنی «تَدَبُّر» چنین خواهد بود: «التَّفَکُّرُ فی دُبُرِ الأُمُورِ»:(اندیشیدن در پشت امور).
«مختار الصحاح» می گوید: «التَّدبیرُ فی الأمْرِ»: «النَّظَرُ إِلی ما تَؤُلُ إلَیْهِ عاقِبَتُهُ» و «التَّدبُّرُ»: «التَّفَکُّر فیه» که «تدبیر»: «با دقت نگریستن به آنچه که عاقبتِ امر به آن بازمی گردد»، و «تدبر»: «تفکر در عاقبتِ امر» می باشد.
«مصباح المنیر» می گوید: الدُّبُر: خِلافُ القُبُلِ مِنْ کُلِّ شَیءٍ، وَ مِنْهُ یُقالُ لِآخِرِ الْأمْرِ دُبُرٌ وَ أصْلُهُ ما أدْبَرَ عَنْهُ الإِنْسانُ، و «تَدَبَّرْتُهُ تَدَبُّراً»: «نَظَرْتُ فی دُبُرِهِ وَ هُوَ عاقِبَتُهُ وَ آخِرُهُ» که «دُبُر» خلافِ جلو از هر چیز می باشد و از این رو به آخر امر «دُبُر» گفته می شود و اصل آن، هر آنچه انسان از آن اعراض نماید و به آن پشت کند و «تَدَبَّرتهُ تَدَبُّراً»، «در پشتِ آن با دقت نگریستم که عاقبت و آخرِ امر می باشد».
در «مجمع البیان»، «اساس البلاغه»، «غریب القرآن» سجستانی (م330ه) و «مجمع مقاییس اللغه» معانی مشابهی آمده است.
در قرآن کلمه تدبر فقط در مورد قرآن به کار رفته است و انسان به تدبر در قرآن و آیات آن فراخوانده شده است:
جمله سازی با تدبر در قران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يا رسول اللّه (صلّى اللّه عليه وآله ) من به جاى تلاوت قرآن و تدبر در آياتش و به كارگيرى فرمان هايش، فقط اين كتاب را بالاى سر مسافر گرفتم، با آن استخاره كردم. سر قبر مردگان خواندم، وسيله كسب قرار دادم. به آن سوگند خوردم و...