تخم کردن

مترادف‌ها

تخم گذاشتن

لغت نامه دهخدا

تخم کردن. [ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیضه دادن. ( آنندراج از بهار عجم ). دادن تخم: این مرغ یک روز در میان تخم میکند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

بیضه دادن. دادن تخم.

جمله سازی با تخم کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چربی‌هایی مانند کره، روغن‌های گیاهی و حیوانی یا چربی‌های موجود در تخم‌مرغ، می‌توانند به نرم کردن نان و حفظ تازگی و بهبود ساختار و بافت نان کمک کنند.

💡 دلیل این امر آن است که ساختاراین داربست‌ها به گونه ای است که در آنها امکان مشخص کردن دقیق یک فاز به عنوان فاز ماتریس وجود ندارد و بنابراین روش خود سازگاری تخمین بهتری از خواص مکانیکی آنها فراهم می‌آورد.

💡 ریسک بروز دیابت یک را می‌توان با بررسی سابقه خانوادگی این بیماری و توجه به سن بروز و جنسیت اعضا درگیر خانواده تخمین زد. همچنین راه‌های دیگری هم برای پیش‌بینی بروز دیابت نوع یک ارائه شده‌است ولی از آنجا که هنوز راهی برای پیشگیری یا متوقف کردن روند بیماری وجود ندارد استراتژی‌های مختلفی که برای تشخیص زودرس دیابت نوع یک وجود دارد ارزش زیادی ندارند.

💡 متدهایی که برای تخمین درخت‌های فیلوژنتیکی استفاده می‌شوند به‌طور صریح قصد حل کردن تداخل بین داده‌ها را دارند و این کار را با برداشتن درختی که بیشترین شایستگی را برای بیشتر داده‌ها دارد انجام می‌دهند. گاهی اوقات به‌طور اشتباه فکر می‌کنند که یکی از پیشفرض‌های درخت پارسیمنی نادر بودن همگرایی است.

💡 در بسیاری از گونه‌های پرندگان، ماده پس از طی کردن یک دوره جفت‌گیری طولانی، به دنبال مکانی امن و دنج برای تخم کردن و پرورش جوجه‌ها می‌گردد.

💡 مشاهده دقیق فرآیند تخم کردن در میان لاک‌پشت‌های دریایی یکی از جذاب‌ترین و در عین حال حساس‌ترین وقایع زیست‌محیطی است که محققان با دقت مطالعه می‌کنند.

💡 برخی از خزندگان شبانه‌روزی را برای یافتن خاک مناسب و دمای مطلوب جهت تخم کردن و محافظت از فرزندان خود در دل زمین صرف می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران