تخته شدن
لغت نامه دهخدا
تخته شدن. [ ت َ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مسطح و هموار شدن. تخته شدن یاقوت؛ مسطح و هموار شدن یاقوت. ( آنندراج ):
مفتون راه و رسم هنرور نمیشود
یاقوت اگرچه تخته شود در نمیشود.تأثیر ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) (مص ل. ) بسته شدن، تعطیل شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تخته شدن دکان. بسته شدن دکان تعطیل شدن آن. یا تخته شدن یاقوت. مسطح و هموار شدن یاقوت.
ویکی واژه
بسته شدن، تعطیل شدن.
جمله سازی با تخته شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲. برخورد به تخته یا سکوی پرش: بهطور کلی صدماتی که بر اثر برخورد با تخته یا سکوی پرش پیش میآید، به ناحیهٔ سر محدود میشود، و این مسئله اغلب شامل شیرجههای گروه مهتاب (تو) و فرنگی میشود که بهعلت خطای جدا شدن از سکو یا تختهٔ پرش پیش میآید و گاهی بسیار جدی است (کلا بهندرت اتفاق میافتد). جراحات وارد شده به سر را باید جدی گرفت و سریعاً به پزشک مراجعه کرد.
💡 رودسواری با تخته یک ورزش هیجانانگیز است اما خطراتی نیز دارد. برخورد با موانع، گیر افتادن در جریانهای قوی آب و غرق شدن از جمله خطرات این ورزش هستند. به همین دلیل استفاده از تجهیزات ایمنی و آموزش صحیح بسیار مهم است.
💡 طالقانى گفت: در آن هنگامى كه قصد سفر به ديار خود كردم، سوار بر كشتى شدم،در مسير راه طوفان شديدى رُخ داد؛ و كشتى در امواج دريا متلاشى و غرق گرديد و من بااستفاده يكى از تخته هاى كشتى توانستم خود را از غرق شدن نجات دهم.