لغت نامه دهخدا
( تخت آبنوسی ) تخت آبنوسی. [ ت َ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شب است که بعربی لیل خوانند. ( برهان ). کنایه از شب باشد. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). شب. ( فرهنگ رشیدی ).
( تخت آبنوسی ) تخت آبنوسی. [ ت َ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شب است که بعربی لیل خوانند. ( برهان ). کنایه از شب باشد. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). شب. ( فرهنگ رشیدی ).
( تخت آبنوسی ) کنایه از شب است که بعربی لیل خوانند. کنایه از شب باشد. شب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صد گونه رخت دارد صد تخت و بخت دارد تختش ز رفعت آمد نی تخت آبنوسی