فرهنگستان زبان و ادب
{provocateur , agitator} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فردی که مردم را به اعتراض سیاسی یا آشوب تحریک می کند
{provocateur , agitator} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فردی که مردم را به اعتراض سیاسی یا آشوب تحریک می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز تحریک مژه بر پردههای دیده میلرزم کهنوک خامه ازهم میشکافد صفحهٔ نم را
💡 کیسه بیضه حساس است و جز نواحی شهوتخیز بهشمار میرود. درحالی که بعضی از مردان از تحریک کیسه بیضه لذت میبرند، برخی نیز ممکن است به آن بیتفاوت باشند.
💡 این روش تشخیصی، درگاههای ورودی یک تراشه را تحریک میکند و بر خروجی نظارت میکند تا خطاهای ساخت را تشخیص دهد. اگر مقادیر منطقی خروجی با الگوی اصلی مطابقت نداشته باشد، میتوان نقص یا تروجان را پیدا کرد.
💡 نگاه بینیازی اندکی تحریک مژگان کن جهانی پیشت آید گر تو از خود بگذری گامی
💡 آکسون:زائده منفرد و بلند (گاهی با انشعابات جانبی). وظیفه آن انتقال تحریک از پریکاریون به سایر نورونها یا یاختههای سایر بافتها است. در نورونهای حسی کوتاه است و در نورونهای رابط میتواند کوتاه یا بلند باشد.
💡 به بزمت نیست ممکن جرأت تحریک مژگانم نیام آیینه اما از تحیر بردهام بویی