تحریک امیز

لغت نامه دهخدا

( تحریک آمیز ) تحریک آمیز. [ ت َ ] ( ن مف مرکب ) مهیج. که با هیجان و تحریک آمیخته باشد. که موجب برانگیختگی و هیجان باشد. تهییج کننده، و معمولاً تهییجی که مخالف آرامش و نظم اجتماع باشد: فلان، نطقی تحریک آمیز کرد. سخنان تحریک آمیز او مرا بر آن کار واداشت.

فرهنگ فارسی

( تحریک آمیز ) ( صفت ) سخنی یا نوشتهای که موجب تحریک اشخاص گردد( بیشتر در مورد شر بکار رود ): (( با سخنان تحریک آمیز خود دوستان را عصبانی کردن. ) )

جمله سازی با تحریک امیز

💡 فیلمنامه توسط مارتین شرمن و براساس رمان تنسی ویلیامز نوشته شده‌است. ورایتی در این باره می‌گوید: «جوهر داستان - بیداری جنسی یک زن سرکوب شده را - به یک قصه تحریک آمیز تقسیم می‌کند و به همان اندازه که به روایت متکی است، به تصاویر نیز تکیه دارد.» این فیلم به کارگردانی رابرت آلن آکرمن و تهیه کنندگی جیمز فلین و مورگان او سالیوان در دوبلین و رم تهیه شده‌است. از این اثر می‌توان به این آخرین حضور سینمایی بانکروفت در مقابل دوربین یاد کرد.

💡 هانیبال پس از استراخت مختصر نیروهای خود را به غارت روستاهای شمال اتروریا فرستاد. به نحوی که آتش و دود حمله سبب برانگیختن ژنرال رومی فلامینوس شود. همچنین در ستونی آشکار و تحریک آمیز به سمت جنوب حرکت کرد. فلامینوس در برابر وسوسه نبرد مقاومت کرده و پیفام کمکی به کنسول دیگر که چند روز راه در شرق فاصله داشت فرستاد. اما حملات هانیبال به دهکده و غارت آنها همچنین حرکت بی توجه هانیبال به جنوب، فلامینوس را مجبور به واکنش کرد.