تبه حال

لغت نامه دهخدا

تبه حال. [ ت َ ب َه ْ ] ( ص مرکب ) تباه حال. حال تباه. بدحال. حال تبه. رجوع به تباه و تبه و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تباه حال حال تباه بد حال حال تبه.

جمله سازی با تبه حال

💡 چو مادر حال دختر را تبه دید چو چشم خود جهان یکسر سیه دید

💡 آن بت که بر او غیرت مه می باشد دائم ز ویم حال تبه می باشد

💡 ز امید نگاهی که به حالش نفکندی دردا که مریض تو به حال تبه افتاد

💡 وانگاه نگه کرد بدان حال تبه‌شان زان کرده پشیمان شد و بخشود گنهشان

💡 روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن حال من زان خال میدانم تبه خواهد شدن

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز