لغت نامه دهخدا
تب مختلف. [ ت َ ب ِ م ُ ت َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از انواع تب هایی است که در آن سستی ها و هیجانات غیرمنظم باشد و نوبت معینی نداشته باشد. ( بحر الجواهر ). رجوع به تب و دیگر ترکیب های آن شود.
تب مختلف. [ ت َ ب ِ م ُ ت َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از انواع تب هایی است که در آن سستی ها و هیجانات غیرمنظم باشد و نوبت معینی نداشته باشد. ( بحر الجواهر ). رجوع به تب و دیگر ترکیب های آن شود.
از انواع تب هایی است که در آن سستی ها هیجانات غیر منظم باشد و نوبت معنی نداشته باشد.
💡 تا کنون ۱۶ گونه از زیرراستهٔ کروکودیلها در نقاط مختلف دنیا شناسایی شدهاند.
💡 برادر یکی از چهار بنیانگذار طالبان در سال ۱۹۹۴ است. او در طول حکومت طالبان بر افغانستان در فاصلهٔ سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، مناصب مختلفی از جمله فرمانداری ولایت هرات و ولایت نیمروز را بر عهده داشتهاست.
💡 چندین مدل مختلف از موشک بیجیام-۱۰۹ تاماهاک وجود دارد. استفاده از کلاهکهای مختلف در تاماهاک امکانپذیر است.
💡 یکی دیگر از کاربردهای اصلی آنزیمهای بی حرکت، استفاده از آنها به عنوان حسگرهای زیستی برای تعیین محتوای اجزای مختلف و کنترل کیفیت محصولات است.
💡 بقا در عرض شوخیها همان رنگ فنا دارد نباشد مختلف آب و هوای عالم شبنم