تالار گذر
مترادفها
راهرو
فرهنگستان زبان و ادب
{transit hall} [مشترک حمل ونقل] تالاری که مسافران گذری در آن منتظر سوار شدن به وسیلۀ نقلیۀ دیگر شوند
ویکی واژه
تالاری که مسافران گذری در آن منتظر سوار شدن بهوسیلۀ نقلیۀ دیگر شوند.
جمله سازی با تالار گذر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معماری این کاخ قدیمی با داشتن یک تالار گذر بسیار پهن و بلند، شکوه و عظمت دوران گذشته را به خوبی به بازدیدکنندگان در تمام بخشها القا میکند.
💡 در طراحی ساختمانهای مدرن، استفاده از یک تالار گذر وسیع با نورگیری طبیعی میتواند حس فراخی و آرامش را برای ساکنان و کارکنان ساختمان ایجاد نماید.
💡 وقتی از میان تالار گذر تاریک و طولانی عمارت عبور میکردم، صدای قدمهایم در فضای خالی آن اتاقها باعث ایجاد نوعی ترس و اضطراب در وجودم شد.