تافته دلی

لغت نامه دهخدا

تافته دلی. [ ت َ / ت ِ دِ ] ( حامص مرکب ) دل آزردگی. برافروختگی بسبب قهر و غضب. رجوع به تافته شود.

فرهنگ فارسی

دل آزردگی برافروختن بسبب قهر و غضب ٠

جمله سازی با تافته دلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمع کو مجلس اصحاب منوّر می داشت با دلی تافته و سوز جگر باز آمد

💡 آنرا که چنان سلسله ها بافته باشد هر سلسله زندان دلی تافته باشد

💡 من دلی دارم چو آئینه منیر و با صفا آفتاب مهر رویش تافته بر آینه

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز